تبليغاتX
blogers
:.. Follow Your Dreams ..:


:.. Follow Your Dreams ..:

... آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند. ...

86) آرزومندم

قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ...
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار ...برخی نادوست و برخی دوستدار ....
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
وچون زندگی بدین گونه است ، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی..
نه کم و نه زیاد ... درست به اندازه ،تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.. تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ، وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کار ساده ای است ،بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوارم اگر جوان هستی ،خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی..
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم درما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی
و به آواز یک سهره گوش کنی ،وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد..
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ، تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی : " این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !

و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ،یا پس فردا شادمان،باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید..
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ، دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...
                         ویکتور هوگو
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: دوشنبه 1388/01/31 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

85) خاطره

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر،
با همه تلخی وشیرینی خود میگذرد،
عشق ها میمیرند،رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند.

تا حالا ديدي وقتي يه خاطره ي خيلي كوچيك كه از يادت رفته وقتي يك دفعه يادت مي افته چقدر خوشحال مي شي و بعدش يه قطره كوچولو از چشات مي ياد پايين.
بعد كلي به خودت و تمام آدمهاي گذشته فكر مي كني و اگر خيلي دقيق بشي مي بيني مزه ي اون خاطره هنوز زير دندونات گير كرده. مزه ي اون موقع و اون زمان و دلت براي تك تك اون آدمايي كه يه موقع بهترين ها برات بودند لك زده
واين خيلي بده كه آلبوم خاطرهات رو باز كني و هيچ عكسي از اون آدما نداشته باشي كه باهاشون درد و دل كني ...از خودت بگي و از اونا بپرسي.... اين خيلي بده كه يكي مثله من از اين آدما خيلي دور باشه ....اون قدر دور كه برا رسيدن بايد تمام ستاره ها رو بشمري .خيلي بده كه عطر زندگيشون تو صدات باشه و با تو زندگي كنه اما وجودشون برات يه رويا بيشتر نباشه رويايي كه هيچ وقت نميدوني واقعي هست يا نه...اين خيلي بده كه یه سري آدم رو دوست داشته باشي ولي اونا ساده رد شن..و اين خيلي بده كه من دلم هواي آدماي گذشته رو كرده ولي .....

دلم برای خیلی ها تنگ شده

پ.ن) منظورم این نبود که یه گوشه نشستم زانوی غم بغل بگیرم. گفتم دلم براشون تنگ شده همین بابا.آخه آدمایی که من خیلی دوستشون داشتم کم هستن( به اندازه انگشتای یه دست) و به جز یکی، باقیشون پیشم نیستن. و بدتر اینکه با بهترینشون اصلا عکسی ندارم........
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/01/26 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

84) کوسه ای در مخزن زندگیتان بیندازید

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه اند..اما آبهای اطراف ژاپن سالهاست ماهی تازه ندارد.بنابراین برای رساندن غذا به جمعیت ژاپن قایق های ماهیگیری بزرگتر شدند ومسافت های دورتری راپیمودند.
ماهیگیران هرچه مسافت طولانی تری راطی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید. اگربازگشت بیش ازچند روزطول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبودند وژاپنی ها مزه آن را دوست نداشتند
.
برای حل این مسئله شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق ها تعبیه کردند آنها ماهیها را میگرفتند وآنها را روی دریا منجمد میکردند.فریزرها این امکان را برای ماهیگیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدندو مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتد
.
بنابراین شرکت های ماهی گیری مخزن هایی را درقایق ها کار گذاشتند وماهی ها را در مخازن آب نگهداری می کردند.ماهی هاپس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند آنها خسته و بی رمق اما زنده بودند.متاسفانه ژاپنی ها هنوز هم می توانستند تفاوت مزه را تشخیص دهند.زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده بودند و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. باز هم ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند
.
پس شرکت های ماهی گیری به گونه ای باید این مسأله را حل می کردند
.
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری ژاپن بودیدچه پیشنهاد می دادید؟

چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه می دارند؟
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهی گیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند. کوسه چند تایی ماهی می خورد اما ماهی ها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد می رسند زیرا ماهی ها تلاش کرده اند تا از دست کوسه فرار کنن.
پس:
به جای دوری جستن از مشکلات به میان آنها شیرجه بزنید. از بازی لذت ببرید
..
عزم بیشتر ودانش بیشترداشته باشید وکمک بیشتری دریافت کنید
.
اگر به اهدافتان دست یافتید اهداف بزرگتری برای خود تعیین کنید
.
زمانی که نیازهای خود وخانواده تان را برطرف کردید برای حل نیازهای گروه، جامعه و حتی نوع بشر

اقدام کنید
.
کوسه ای در مخزن زندگیتان بیندازید و ببینیدکه واقعا چقدر می توانید دورتر بروید.

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: جمعه 1388/01/21 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

83) آرزوی بهار

در گذرگاهی چنین باریک
ور شبی این گونه دل افسرده وتاریک
کز هزاران غنچه لب بسته ی امید
جز گل یخ، گل در برف و در سرما نمی روید
من چه گویم تا پذیرای کسان گردد
من چه آرم تا پسند بلبلان گردد
من در این سرمای یخبندان چه گویم با دل سردت
من چه گویم ای زمستان با نگاه قهر پروردت
با قیام سبزه ها از خاک
با طلوع چشمه ها از سنگ
با سلام دلپذیر صبح
با گریز ابر خشم آهنگ
سینه ام را باز خواهم کرد
همره بال پرستوها
عطر پنهان مانده اندیشه هایم را
باز در پرواز خواهم کرد

گر بهار آید
گر بهار آرزو روزی به بار اید
این زمینهای سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپه های سنگ
از لهیب لاله ها پر داغ خواهد شد
آه... کنون دست من خالی است
بر فراز سینه ام جز ته هایی از گل یخ نیست
گر نشانی از گل افشان بهاران بازمی خواهید
دور از لبخند گرم چشمه خورشید
من به این نازک نهال زردگونه بسته ام امید
هست گل هایی در این گلشن که از سرما نمی میرد
واندرین تاریک شب تا صبح
عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گیرد

سیاوش کسرایی


مطلب امروز ادامه هم داره. شما میتونید توی ادامه مطلب طالع بینی ماه های سال رو برای سال ۸۸ بخونید. پس روی ادامه مطلب کلیک کنید. 


ادامه مطلب
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/01/18 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

82) این قلم، این کاغذ، این همه مورد خوب !!!

خانه ام بی آتش ، دست هایم بی حس و نگاهم نگران ...
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس
این قلم، این کاغذ ، این همه مورد خوب !!!
راستش می دانی ، طاقت کاغذ من طاق شده،
پیکر نازک تنها قلمم ، زیر آوار دروغ خرد شده !!!
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس ...
می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس،
طاقتش را داری که ببینی هر روز ، زیر رگبار نگاهی هرزه
صد شقایق زخمی و هزاران نیلوفر بی صدا می میرند؟!!!
اگر این گونه ای آری بنویس ، من دگر خسته شدم ...
باز تا کی به دروغ بنویسم: " آری می شود زیبا دید ! می شود آبی ماند!!!"
گل پرپر شده را زیبایی است؟! رنگ نیرنگ آبی است؟!
می توانی تو بیا ، این قلم این کاغذ ...
بنشین گوشه ی دنجی و از این شب بنویس !!
قسمت می دهم اما به قلم ، آنچه می بینی و دیدم بنویس
از خدا ، از قفس خالی عشق ، از چراگاه هوس ، از خیانت ، از شرک ، از شهامت بنویس !!!
بنویس از کمر بید شکسته ، آری از سکوت شب و یک پنجره ی ساکت و بسته ،
از من ، « آن که این گونه به امید سبب ساز نشسته» ، از خود ...
هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش:
«صحه ی پیچش یک پیچک زشت دور دیوار صدا ...»
حمله ی خفاشان ، مردن گنجشکان !!!
جرأتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟ کاغذت می سوزد؟!
طاقتش را داری که ببینی و نگویی از حق؟!
گفتن واژه ی حق سنگین است
من دگر خسته شدم می توانی تو بیا،
این قلم این کاغذ این همه مورد خوب ...

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/01/13 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

81) پیش داوری!!!!!

فرض کنید . . .
به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یک رئیس برای دنیا انتخاب کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کرده صلح و ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد
.

بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید.

قبلا یک سوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . .
زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و یکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است. از شما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی که دارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟

خواهید گفت سقط کند؟

فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان

شخص اول:
او با سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و منجم مشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی هم ده لیوان مشروب میخورد.

شخص دوم :
از دو محل کار اخراج شده، تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار رفوزه شده.در جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک بطر ویسکی میخورد، بی تحرک و چاق است.

شخص سوم:
دولت کشورش به ایشان مدال شجاعت داده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند و در گذشته هیچ گونه رسوایی به بار نیاورده.

به چه کسی رأی میدهید؟

کاندید اول : فرانکلین روز ولت
کاندید دوم : وینستون چرچیل

کاندید سوم :آدولف هیتلر

راستی خانم حامله فراموش نشود؟
اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید همان بس که لودویگ فان بتهوون را به کشتن دادید!

پس چه درسی گرفتیم؟

...پیش داوری خوراک روزمره ما انسانها . . . از بزرگترین اشتباهات بشر است !

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/01/09 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

80) سال نو مبارک

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

خب سال جدید بالاخره رسید(۱۳۸۸)
هرروزی که میگذره یا بهتر بگم هر ثانیه ای نشون دهنده ی اینه که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم زندگی در جریانه
این سال نو و شروع یه سال جدید بهانه ای است برای اینکه به یاد این بیفتیم که خیلی چیزا داریم که باید خونه تکونی بشن
از آلودگی ها پاک بشن، زندگی نو به اونا بخشیده بشه، تغییراتی در اونا ایجاد بشن چه از لحاظ جسمی و چه روحی
امیدوارم تو این سال جدید بتونیم فکرای نو بیافرینیم. زندگی رو زندگی کنیم ، زندگی ببخشیم، عشق بورزیم و عشق ورزیدن رو یاد بدیم. نگرشمون به زندگی رو تغییر بدیم...

بچه که بودیم خیلی عیدی عایدم میشد. یادش بخیر. ولی الان به یه چشم دیگه بهمون نگاه میکنن.
تا مینینن یه کم قد کشیدیم ......
عیبی نداره خدا خیرش بده باباها رو. تا عید میشه نصف حقوقشونو باید بدن به بچه هاشون( بیچاره اونایی که یه 7-8 تا بچه دارن باید برن وام بگیرن)
عیدی من تو اینترنت میشه نظر شما. پس حتما نظربدین ...

در نهایت امیدوارم سال جدید سالی عالی، واسه بعضی هام مالی خوبی باشه
همراه با سلامتی و سرافرازی
دعاهام رو میتونید تو شعر بالا بخونید.(در صورتی که از شعر سردر بیارین.)
با آرزوی به تخقق پیوستن رویاهای شما
تبریک مرا پذیرا باشید.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن) راستی من چند روزی میرم مسافرت احتمالا آپ بعدی آخرین روزهای تعطیلات باشه. امیدوارم تعطیلات به شما هم خوش بگذره.

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: شنبه 1388/01/01 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to bonbaste-tanhaei.Blogfa.com