تبليغاتX
blogers
:.. Follow Your Dreams ..:


:.. Follow Your Dreams ..:

... آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند. ...

10) بهترین دوست

چند روزی میرم مسافرت شاید نتونم آپ کنم فعلا این مطلب قشنگو بخونین.


بهترین دوست

بهترین دوست اون دوستی كه بتونی باهاش روی یك سكو ساكت بنشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس كنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی.

ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمی‌دونیم،ولی در عین حال تا وقتی كه چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمی‌دونیم چیزی را از دست دادیم.

اینكه تمام عشقت رو به كسی بدی، تضمینی بر این نیست كه اون هم همین كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده.

در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد، در یك ساعت میشه كسی را دوست داشت و در یك روز میشه عاشق شد ولی یك عمرطول میكشه تا كسی رو فراموش كرد.

دنبال نگاه‌ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كم‌كم افول می‌كنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه.

دقایقی توی زندگی هستن كه دلت برای كسی اونقدر تنگ میشه كه میخوای اونو را از رویات بیرون بكشی و توی دنیای واقعی بغلش كنی.

رویایی رو ببین كه میخوای. جایی برو كه دوست داری. چیزی باش كه میخوای باشی. چون فقط یك جون داری و یك شانس برای اینكه هر چی دوست داری انجام بدی.

آرزو می‌كنم به اندازه كافی شادی داشته باشی تا خوش باشی، به اندازه كافی بكوشی تا قوی باشی، به اندازه كافی اندوه داشته باشی تا یك انسان باقی بمونی و به اندازه كافی امید تا خوشحال بمونی.


همیشه خودتو جای دیگران بگذار، اگر حس میكنی چیزی ناراحتت میكنه، احتمالاً دیگران را آزار میده.

شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن.

شادی برای اونایی كه گریه می‌كنن و یا صدمه می‌بینن زنده است. برای اونایی كه دنبالش میگردن و اونایی كه امتحانش كردن. چون فقط اینها هستن كه اهمیت دیگران رو تو زندگیشون میفهمن.

عشق با یك لبخند شروع میشه، با یك بوسه رشد میكنه و با یك اشك تموم میشه. روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شكل میگیره. نمیشه تا وقتی كه دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری.

وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه می‌كردیو بقیه می‌خندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن.

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/22 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

9) خداوند خدا

مرا كسي نساخت٬ خدا ساخت٬ نه آنچنان كه كسي مي خواست كه من كسي نداشتم ٬كسم خدا بود٬ كس بي كسان !

او بود كه مرا ساخت آنچنان كه خودش خواست٬ نه از من پرسيد٬ نه از آن "من ديگرم"!

بهترين فرشته ها همين شيطان بود. مرد و مردانه ايستاد و گفت : نه سجده نميكنم٬ تو را سجده ميكنم اما اين آدمكهاي كثيفي را كه از گل متعفن ساخته اي٬ اين موجود ضعيف و نكبتي را كه براي شكم چرانيش خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواري و آخرت و حق شناسي و محبت و همه چيز و همه كس را فراموش ميكند سجده نميكنم!
من از نورم٬ ذاتم از آتش پاك و زلال بي دود است٬ من اين لجنهاي مجسم پليد پست را سجده كنم...؟
الان كه خدا و شيطان بيايند و يك نگاهي به اين بچه هاي قابيل بيندازند٬ شيطان سرش را بالا نميگيرد و سينه اش را جلو نمي دهد؟ آن رجز "فتبارك الله" براي همين ها بود؟ يا براي قربانيان بي دفاع اينها؟
ناگهان خداوند خدا٬ دستهاي بزرگ و زيبايش را٬ دستهايي كه معجزه خلقت و حيات از آن دو سرزده اند در سينه فضا پيش آورد ... كوهي از آتش ٬ آتش ديوانه و گدازان و بيقرار در كف دستهاي وي پديد آمد ...وحشت همه كائنات را ساكت كرده بود.
ناگهان نداي خداوند خدا٬ هستي را در سكوت عدم فرو برد. ندا آنرا بر كوهها و صحراها و درياها عرضه ميكرد٬ هيچيك را از وحشت ياراي پاسخي نبود . دشتهاي پهناور دامن فرا چيدند٬ درياها پا به فرار نهادند٬ همه از برداشتنش سرباز زدند٬ من برداشتم! ما برداشتيم!!

خداوند خدا در شگفت شد و در حاليكه بر چهره اش گل سرخ شادي ميشكفت و شهد محبتي از لبخند زيباي لبانش ميريخت گفت : آه! كه چه سخت ستمكار ناداني!!

{دکتر علی شریعتی}

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: یکشنبه 1387/05/20 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

8) دلیل احکام

امروز بعداز مدتها یه سر به دانشگاه زدم که استاد معارف رو بیکار پیدا کردم و سوالی که یه مدت بود میخواستم بپرسم پرسیدم
البته شاید خیلی سوال ابتدایی باشه ولی واقعا تاحالا به جوابش فکر کردین؟
چرا وقتی حکمت(دلیل عقلی) واسه بعضی از احکام نیست باید از اونا پیروی کنیم؟
جواب استاد :
همیشه نمیشه حکمت بعضی از اعمالی که خدا از ما خواسته رو باتوجه به عقل خودمون درک کنیم.
وقتی انسان واقعا به خدای خودش اعتقاد و اونو باور داشته باشه بین او و خدا رابطه ای مثل عاشق و معشوق به وچود میاد
همونطوری که انسان عاشق همه چیز معشوق رو دوست داره و اطاعت واجرا میکنه ودنبال دلیل نیست
میشه این رابطه رو هم اینجوری تشبیه کرد
اونوقت دنبال هیچ دلیلی واسه کارایی که برای خدا انجام میده نمیگرده
واسه این رابطه باید شناخت دقیق از خدا (دین خدا) داشته باشی تا بتونیم به خدا اعتقاد قلبی داشته باشیم
به نظر شما این جواب قانع کننده است؟ (نظر بدین)

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: شنبه 1387/05/19 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

7) پروردگار

و اگر خواستید پروردگارتان را بشناسید،
پس به حل معماها روی نیاوردید،
بلکه به پیرامون خود بنگرید،
خواهید دید که او با کودکان شما در حال بازی است.
و به آسمان گسترده نظر فرا دارید،
می بینید که او در میان ابرها راه می رود و دستانش را در آذرخش دراز می کند و با 
باران به زمین فرود می آید.
نیک اندیشه کنید آنگاه پروردگارتان را خواهید دید که در گلها لبخند می زند،
سپس بر می خیزد و دستهایش را در درختان تکان می دهد....

 

جبران خلیل جبران

کتاب پیامبر

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: پنجشنبه 1387/05/17 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

6) پیام بازرگانی

واسه ی تفریح یه پیام بازرگانی که خودم هر وقت میبینم از خنده میمیریم رو به صورت طنز میزارم



- سلام دختر عمو!
- سلام پسر عمو!
- حالت چطوره دختر عمو؟
- اي، بد نيستم پسر عمو!
- با اين همه اسباب بازي كه تو داري بايدم بد نباشي دختر عمو!
- چه فايده پسر عمو، هيچكدوم از اينها كه به درد آيندم نمي خوره!
- مگه خبر نداري كه آيندت هم تأمين شده دختر عمو؟
- چطوري پسر عمو؟
- با اين، دختر عمو!
- اين چيه پسر عمو؟
- اين سند منگوله دار شش دانگ يك تيكه زمين اطراف شهره دختر عمو!
- تو برام خريدي پسر عمو؟
- نه بابا، تمام دار و ندار من همين يكدونه پستونكه دختر عمو! اين رو بابات با پول سود زميني كه هفته پيش خريده بود گرفته! مي گن قراره چند وقت ديگه تو اون مناطق ويلا سازي بشه، اونوقت قيمت زمينت اونقدر ميره بالا كه آينده خودت و من و بچه هامون و هفت نسل اون ورترمون هم تأمين ميشه دختر عمو!!!
- جدا پسر عمو؟
- آره، تا موقعي كه من و اين سند و باباي زمين خوارتو داري غم آينده رو نداشته باش دختر عمو!
جينگولك

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/15 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

5) جامعه

در جواب کامنت علی که در مورد مطلب قبلی گفته بود که شرایط جامعه مانع هستش.


خیلی ها نظرشون اینه که هر جامعه ای با توجه به قوانین وضع شده اش مانع رسیدن به هدفشونه
حالا درست یا غلطش بستگی به دلیل خودشون داره
ولی من اینطوری فکر نمیکنم  همه چیز بستگی به خود شخص داره اگه بخواد میشه
به نظر من رسیدن به هدف در چنین جامعه ای نیز میسر است فقط سرعت رسیدن به هدف کمتره.
یعنی کار و تلاش بیشتر و جسارت زیادی لازم داره
هیچ وقت یه عاملی (حتی بدترین اون ها) نمیتونه مانع صددرصد رسیدن به هدف باشه
مثال های ساده : به موفقیت رسیدن معلولین ، گرفتن نمره بالای درس از یک دانش آموز متوسط با تلاش بیشتری نسبت به دانش آموز عالی
مثال بزرگ : تغییر حکومت ها توسط افراد که کار هرکسی نیست

 امیدوار زندگی کنید

نظر شما چیه؟ موافقین یا مخالف؟


پ.ن)یک راه رسیدن به اوج موفقیت

پشتکار اولین عنصر موفقیت است

برای پشتکار داشتن نباید از خواسته ی خود دست بکشید.

لازم است بدین منظور افکار خود را بر مسئولیت خود متمرکز کرده و تمام انرژی خود را تا رسیدن به هدف صرف متمرکز نگه داشتن آن کنید.

اگر پیش از این هنگام تسلیم شوید تمام کوشش های بعدی خود را سست کرده اید....

"به زندگی امیدوار باش"

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: دوشنبه 1387/05/14 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

4) مبارزان راه روشنایی (1)

امروز یه مطلب خوشگل برای کسانی که میخوان تو راه روشنایی قدم بردارن میزارم

البته به دلیل طولانی بودن تو چندتا پست میزارم

که برای خسته کننده نبودن با فاصله ی زمانی میزارم تا هم ببینم استقبال میشه یا نه، هم شما رو برای قسمت های بعد ودر نتیجه بازدید وبلاگ ترغیب کنم.


۱) مبارزه راه روشنایی می داند که باید هموراه شکر گزار باشد.

فرشتگان همواره او را در نبردهای زندگی یاری کرده اند ، نیروهای آسمانی همه امور را سامان می دهند و به همین دلیل او می تواند از حداکثر توانش بهره مند گردد.

همراهان او می گویند : او انسان خوش شانسی است! و مبارز گاهی اوقات افعالی را انجام می دهد که بسیار دور از توانایی هایش است.

و به همین دلیل است که هنگام غروب آفتاب زانو می زند و از خداوند به دلیل حمایتهایش  شکرگزاری می کند .

البته حق شناسی او به دنیای معنوی ختم نمی شود. او هیچ گاه دوستانش را از یاد نمی برد چرا که آن ها هم در صحنه نبرد زندگی او شرکت دارند.

مبارز هیچ گاه کمک ویاری دیگران را از یاد نمی برد ، او نخستین کسی است که این کمک ها را به خاطر می سپارد و هر گاه به غنیمتی دست یابد ، آن را با همراهانش سهیم می شود.

تمامی جاده ها دنیا به قلب مبارز راه دارند . او بدون ذره ای درنگ ، همواره در دریای عشقی غوطه ور است که در زندگیش جریان دارد.

مبارز می داند در انتخاب خواست هایش آزاد است وبا شهامت ، جسارت و گاهی اوقات با اندکی دیوانگی تصمیماتش را می گیرد.

او به علایقش عشق می ورزد و با تمام وجود از آنها لذت می برد . او می داند لزومی ندارد لذت پیروزی اش را نکار کند . این پیروزی ها جزیی از زندگی هستند. و برای همه کسانی که در این راه گام بر می دارند ف لذت به همراه دارد.

او هیچ گاه اموری را که ماندگار نیستند و یا با گذشت زمان فراموش شده اند از یاد نمی برد .

مبارز از تفاوت میان امور فانی و ابدی آگاه است.

۲)مبارز راه روشنایی نسبت به بی عدالتی بی تفاوت نیست.

او می داند همه انسانها یکی هستند و عمل هر فردی بر روی دیگران تاثیر می گذارد . به همین دلیل وقتی با زجر وعذاب دیگران روبرو می شود شمشیرش را به کار می برد.

حتی اگر علیه ظلم و بی داد به مبارزه برخیزد ، هیچ گاه نمی کوشد درباره ستمگر داوری کند. انسان ها در پیشگاه خداوند پاسخی برای اعمال خود دارند و هنگامی که مبارز کارش را به پایان می رساند ،هیچ تفسیری نمی کند.

مبارز راه روشنایی در این دنیاست تا به یارانش کمک کند نه اینکه همسایه اش را محکوم کند.

مبارز روشنایی از نفرت به دور است.

هنگامی که وارد صحنه نبرد می شود ، این سخن مسیح را به یاد می آورد که گفت : دشمنانت را دوست بدار.

اما می داند مفهوم بخشش این نیست که همه چیز را بپذیرد او نمی تواند سرش را پایین بیندازد چون اگر چنین کند نمی تواند افق رویاهایش را ببیند.

او می داند حریفانش می خواهند شجاعت ، استقامت و توانایی تصمیم گیری او را امتحان کنند. آن ها او را وادار می کنند برای رویاهایش به نبرد برخیزد .

و تجربه نبرد است که مبارز را قدرتمند می سازد.

پائولو کوئلیو

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: شنبه 1387/05/12 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

3) عشق

آنگاه الميترا گفت:با ما از عشق سخن بگوي.
پيامبر سر بر آورد و نگاهي به مردم انداخت' و سكوت وآرامش مردم را فرا گرفته بود.سپس با صدايي ژرف و رسا گفت:
هر زمان كه عشق اشارتي به شما كرد در پي اوبشتابيد
'
هر چند راه او سخت و نا هموارباشد.و هر زمان بالهاي عشق شما را در بر گرفت خود را به اوبسپاريد
'
و هر چند كه تيغهاي پنهان در بال و پرش ممكن است شمارا مجروح كند
.
و هر زمان كه عشق با شما سخن گويد او را
باور
كنيد
.
هر چند دعوت او روياهاي شما راچون باد مغرب در همكوبد و باغ شما را خزان كند
.
زيرا عشق چنانكه شما را تاج بر سر مي نهد ' به صليب نيز ميكشد
.
و چنانكه شما را مي روياند شاخ و برگ شما را هرس ميكند
.
و چنانكه تا بلنداي درخت وجودتان بالا ميرود و ظريفترين شاخه هاي شما را كه در آفتاب مي رقصند نوازش مي كند
.
همچنين تا عميق ترين ريشه هاي شما پايين مي رود وآنها را كه به زمين چسبيده اند تكان مي دهد
.
عشق شما را چون خوشه هاي گندم دسته ميكند
.
آنگاه شما را به خرمن كوب از پرده ي خوشه بيرون ميآورد
.
و سپس به غربال باد دانه را از كاه ميرهاند
.
و به گردش آسياب مي سپارد تا آرد سپيد از آن بيرونآيد
.
سپس شما را خمير مي كند تا نرم و انعطاف پذيرشويد
.
و بعد از آن شما را بر آتش مي نهد تا براي ضيافت مقدس خداوند نان مقدس شويد
.
عشق با شما چنين رفتارها مي كند تا به اسرار قلب خودمعرفت يابيد.و  بدين معرفت با قلب زندگي پيوند كنيد و جزيي از آن شويد
.
اما اگر از ترس بلا و آزمون' تنها طالب آرامش ولذتهاي عشق باشيد
'
خوشتر آنكه عرياني خودبپوشانيد
.
و از دم تيغ خرمن كوب عشق بگريزيد
.
به دنيايي كه از گردش فصلها در آن نشاني نيست
'
جايي كه شما مي خنديد اما تمامي خنده ي خود را بر لب نمي آوريد
.
و مي گر ييد اما تمامي اشكهاي خود را فرو نميريزيد
.
عشق هديه اي نمي دهد مگر از گوهر ذات خويش
.
و هديه اي نمي پذيرد مگر از گوهر ذات خويش
.
عشق نه مالك است و نه مملوك
.
زيرا عشق براي عشق كافي است
.
وقتي كه عاشق مي شويد مگوييد:" خداوند در قلب من است." بلكه بگوييد " من در قلب خداوند جاي دارم
."
و گمان مكنيد كه زمام عشق در دست شماست ' بلكه
اين عشق است كه اگر شما را شايسته ببيند حركت شما را هدايت ميكند
.
عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش دررسد
.
اما اگر شما عاشقيد و آرزويي ميجوييد
'
آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه باشتاب مي رود و براي شب آواز مي خواند
.
آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد
.
آرزو كنيد كه زخم خورده ي فهم خود از عشق باشيد و خون شما به رغبت و شادي بر خاك ريزد
.
آرزو كنيد سپيده دم بر خيزيد و بالهاي قلبتان رابگشاييد

و سپاس گوييد كه يك روز ديگر از حيات عشق به شما عطاشده است.
آرزو كنيد كه هنگام ظهر بياراميد و به وجد و هيجان عشق بيانديشيد
.
آرزو كنيد كه شب هنگام به دلي حق شناس و پر سپاس به خانه باز آييد
.
و به خواب رویيد
. با دعايي در دل براي معشوق و آوازي بر لب در ستايش او.

از كتاب ‹پيامبر› اثر ارزنده ي جبران خليل جبران

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: چهارشنبه 1387/05/09 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

2) سرنوشت چیزی نیست جز ذهنیات شما

«« سرنوشت چیزی نیست جز ذهنیات شما »»
همیشه نقشه هایی که میکشیم با توجه به ذهنیاتی هستن که خودمون واسه خودمون درست میکنیم
شاید حتی خیال پردازی کنیم و به دنبال چیزایی باشیم که اصلا امکان پذیر نیستن
خیلی ها این جوری هستن و زندگی میکنن
ولی گاهی همین خیال ها واقعیت پیدا کردن پس من فکر نمیکنم همیشه خیال پردازی ها نادرست باشن
چیزایی که روزی اصلا فکرش رو هم خنده دار میدونستیم مال ما شدن
به نظر من برای بدست آوردن چیزی همیشه باید اونو به بهترین نحو توی ذهنیات خودمون بسازیم و به یه رویا تبدیلش کنیم
تا بتونیم اونو واسه خودمون تعریف شده بدونیم. اونوقته که میتونیم به دستش بیاریم
البته به شرطی که معقول فکر کنیم و خیال و رویاهامون هم معقول باشن
آدمایی که دنباله روی چیزایی که میخوان هستن میتونن اونا رو به دست بیارن
همه ی این ها در گرو این هستن که همه چی خوب پیش بره و تمام ذهنیات ما درست از آب در بیاد ولی...
«« ذهن شما دوست داره چیزی رو ببینه که دوست داره ولی زمان و دیگران و آخر هر کار، کاری به عقل و احساسات گذشته شما نداره »»
پس دخالت عوامل دیگه میتونه مانع اون بشه مثل ترس از ناکامی ، ممانعت دیگران و...
به نظرم تنها چیزی که باعث شده من به بعضی از رویاهام نرسم «« ترس »» و «« تاخیر »» بوده.
البته واقع بینی هم باعث شده بعصی احساسات رو زیر پا بزارم. 
شما چطور؟


پ.ن۱ ) هر واقعه ای در آغاز به صورت رویا است. (کارل سندبرگ)
پ.ن۲) همه رویاهای ما می توانند محقق شوند. اگر ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم. (والت دیسنی)
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/08 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

1) شروع کار

سلام امروز(87/4/8) تصمیم گرفتم وبلاگی رو تاسیس کنم
دلیل خاصی واسه تاسیسش ندارم نهایتا شاید چندتا دوست پیدا کنم
البته شاید گاهی مطالب به دردبخوری واستون پیدا شد
امیدوارم شمایی که به این وبلاگ سر میزنین خوشتون بیاد ویه نظری هم بدین
واسه اسمش خیلی فکر کردم ولی چیز خاصی به ذهنم نرسید تا دیگه این اسم و انتخاب کردم
زیاد به اسمش فکر نکنید.شاید بعضی وقتا احساس تنهایی کنم(کسیکه درکم کنه یا نبودن یا نداشتن کسیکه دوستش دارم در کنارم و...) ولی همیشه تقریبا سعی کردم شاد زندگی کنم)
امیدوارم دوستای خوبی واسه همدیگه بشیم
من برای جواب به کامنت های هر پست معمولا توی همون پست یا پست بعدی پی نوشت (پ.ن) میذارم.

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/08 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to bonbaste-tanhaei.Blogfa.com