تبليغاتX
blogers
:.. Follow Your Dreams ..:


:.. Follow Your Dreams ..:

... آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند. ...

127) وقت طلاست!؟

و يكي با من گفت : تا سرانجام سپيد
تا به سرمنزل نور
تا خود روشني و عشق و اميد
راهي نيست.
حيف از اين رويا
فرصتي نيست مرا
«بايد امشب بروم»

وقتی به چیزی عادت بکنی و اونو ازت بگیرن خیلی سخته ها!
این چندوقته خیلی به دانشگاه عادت کرده بودم. حالا که زمان امتحانات شده و دانشگاه نمی رم .. انگار یه چیزی کم دارم. حوصله م سرمیره. بعضی وقتا از بیکاری وافعا نمیدونم چیکار کنم.
یه مدت و به درس خوندن میگذرونم و مابقی کامپیوتر ( دیگه دارم از کامپیوتر هم خسته میشم.)
فیلم می بینم.. کتاب میخونم ولی بازم وقت اضافی دارم...
داشتم فکر میکردم یه زمانی میرسه که اصلا وقت ندارم سرمو بخوارونم. اون وقت الان فقط وقت تلف میکنم. کی گفته وقت طلاست... اگه وقت میگیرن طلا میدن من پایه ام....
همین الان از بیکاری خوابم گرفته... از پیشنهادات شما برای رفع بیکاری با آغوش باز استقبال میشود.

قید رسانه دروغ رو هم زدم... دیگه هیچی ازش نگاه نمیکنم... اگه الان بگه بازی فلان تیما مساوی شده من شک ندارم که یکی از طرفین برده

در ضمن سال نو میلادی مبارک باشه..

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/10/13 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

126) صحبت از پژمردن یک برگ نیست،

صحبت از پژمردن یک برگ نیست،

           وای! جنگل را بیابان می کنند.

                  دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند!

        هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند!

         صحبت از پژمردن یک برگ نیست،

                          فرض کن: مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست.

                          فرض کن: یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست.

                          فرض کن: جنگل بیابان بود از روز نخست!

        در کویری سوت و کور،

                           در میان مردمی با این مصیبت ها صبور،

            صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق،

                                                          گفتگو از مرگ انسانیت است!

فریدون مشیری

کامل این شعر رو میتونید توی ادامه مطلب بخونید.


ادامه مطلب
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: شنبه 1388/10/05 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

125) خدايا چرا من ؟

-آرتور اشی- قهرمان افسانه ای تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده ای که در جريان يک عمل جراحی در سال 1983 دريافت کرد ، به بيماری ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد . او از سراسر دنیا نامه هايی از طرفدارانش دريافت کرد . يکی از طرفدارانش نوشته بود : چرا خدا تو را برای چنين بيماری ای انتخاب كرد ؟او در جواب گفت: در دنيا، 50 ميليون کودک بازی تنيس را آغاز می کنند . 5 ميليون نفر ياد می گيرند که چگونه تنيس بازی کنند .500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه ای ياد می گيرند .50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند . 5 هزار نفر سرشناس می شوند . 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا می کنند ، چهار نفر به نيمه نهايی می رسند و دو نفر به فينال . و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدايا چرا من ؟ و امروز که از اين بيماری رنج می کشم ، نيز نمی گويم خدايا چرا من؟

 اینو امروز خوندم. چی میگید...؟

 

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/10/02 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

124) من اينگونه به خدا رسيدم

پسر نوح به خواستگاري دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش كرد :نه ، هرگز همسري ام را سزاوار نيستي ، تو با بدان نشستي و خاندان نبوتت گم شد. تو هماني كه بر كشتي سوار نشدي . خدا را ناديده گرفتي و فرمانش را . به پدرت پشت كردي ، به پيمانش و پيامش نيز.
غرورت ، غرقت كرد. ديدي كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندي كوه ها !

پسر نوح گفت:اما آن كه غرق مي شود ، خدا را خالصانه تر صدا مي زند ، تا آن كه بر كشتي سوار است . من خدايم را لابلاي توفان يافتم،در دل مرگ و سهمگيني سيل.

دختر هابيل گفت : ايمان، پيش از واقعه به كار مي آيد. در آن هول و هراسي كه تو گرفتار شدي ،هر كفري بدل به ايمان مي شود. آن چه تو به آن رسيدي ، ايمان به اختيار نبود، پس گردني خدا بود كه گردنت را شكست.

پسر نوح گفت :آنها كه بر كشتي سوارند امنند و خدايي كجدار و مريز دارند كه به بادي ممكن است از دستشان برود. اما من آن غريقم كه به چنان خداي مهيبي رسيدم كه با چشمان بسته نيز مي بينمش و با دستان بسته نيز لمسش مي كنم. خداي من چنان خطير است كه هيچ طوفاني آن را از كفم نمي برد.

دختر هابيل گفت:باري، تو سركشي كردي و گناهكاري . گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد.
پسر نوح خنديد و خنديد و خنديد و گفت :شايد آنكه جسارت عصيان دارد ، شجاعت توبه نيز داشته باشد.شايد آن خدا كه مجال سركشي داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد!

دختر هابيل سكوت كرد و سكوت كرد و گفت:شايد. شايد پرهيزگاري من به ترس و ترديد آغشته باشد. اما نام عصيان تو دليري نبود.دنيا كوتاه است و آدمي كوتاه تر. مجال آزمون و خطا اين همه نيست.

پسر نوح گفت :به اين درخت نگاه كن.به شاخه هايش. پيش از آنكه دستهاي درخت به نور برسند، پاهايش تاريكي را تجربه كرده اند . گاهي براي رسيدن به نور بايد از تاريكي عبور كرد. گاهي براي رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت.
من اينگونه به خدا رسيدم. راه من اما راه خوبي نيست .راه تو زيباتر است ، راه تو مطمئن تر است.

پسر نوح اين را گفت و رفت.دختر هابيل تا دور دستها تماشايش كرد و سالهاست كه منتظر است و سالهاست كه با خود ميگويد:آيا همسريش را سزاوار بودم!

برگرفته از كتاب من هشتمين آن هفت نفرم اثر عرفان نظرآهاری

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/09/24 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

123) 2012 یا 0000

هي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ، در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم
و وضع مان اين است و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است! ...
نمي دانم، مشکل در نوع عرق است يا در نوع ريختن و خوردن؟ (دکتر شریعتی)

ازهمه نعمت هايي كه خداوند امروز به تو داده استفاده كن زيرا كه دوباره به دست نمي آيد. هيچ بانكي براي ذخيره نعمت ها و استفاده بعدي وجود ندارد. اگر از آنها استفاده نكني از دست مي روند و هرگز به دست نخواهند آمد. خداوند مي داند ما هنرمندان خلاقی هستيم. از اينرو يك روز گل را براي مجسمه سازي به ما مي دهد و روز ديگر قلم مو و كرباس و يا يك قلم را. اما هرگز نمي توانيم گل را با كرباس و قلم را با مجسمه به كار ببريم. هر روز معجزات خود را دارد. پذيراي موهبتها باشيد. كار كنيد و آثار هنري ولي كوچك خود را خلق كنيد. فردا وسايل ديگر مي رسند.


این روزا دارم کتاب برنده تنهاست رو میخونم. هر شب چند صفحه ای میخونم.
برعکس کتابهای دیگه کوئلیو معناها بیشتر در عمق کتاب هستن و با جمله های سنگین بیان نشدند.
سبک جدید از کارشه .تاحالاش که تقریبا دو بخش خوندم خوب بوده. ببینیم چی میشه شاید آخرش یه نقد ازش بزارم.

اما موضوع داغ اینروزهای اینترنت: پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ است.
یه مطلب توی ادامه مطلب گذاشتم که درمورد این موضوع هست.
بخونید نظر بدید. شما چی فکر میکنید. آیا وقتش رسیده یا نه؟

پ.ن:جمله دکتر شریعتی رو اضافه کردم... ربطی هم به موضوع نداره همینطوری عشقی...


ادامه مطلب
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/09/19 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to bonbaste-tanhaei.Blogfa.com